حق التحرير برای نويسنده يا دبير سرويس؟!

آرزوی«تی.اس.اليوت»

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

چاپ شعر در مطبوعات  ايران

 

     «تی.اس.اليوت » توصيه ی مشهوری به منتقدان دارد که هم خوب است و هم نه. « در بررسی ی يک اثر  از توجه به زنده گی ی شاعر روی بتابند و فقط به نقد اثر بپردازند  . . . » اين حرف خوب است برای اين که منتقدان را متوجه اين مسئله می کند که بدون توجه به نام کسی به نقد اثر بپردازند و اسم صاحب اثر بر روی او تاثير نگذارد. اما به واقع ما معمولن عکس اين قضيه را می بينيم. نمونه ی ساده اش چاپ شعر در مجلات ادبی است. کم تر پيش می آيد که شعر فلان شاعر نام دار و صاحب عناوين مختلف، به دليل ضعيف بودن کنار گذاشته شود. حتا می توان قسم خورد. اما اگر يک شاعر گم نام و کم نام، شعرهای اش را برای چاپ به سردبير محترم  بسپارد ؛ بايد خيلی خوش شانس باشد تا کلک ِ سردبير ِخردمند، امضای چاپ بدهد! و به جای چاپ آثار هيئت تحريريه و کارکنان مجـله ـ ازچاپ شعر مدير مسئـول گرفـته تا داستان روابط عمـومی ـ کار کوچـکی از تو چـاپ کند !!

     اما چرا گفته ی تی اس اليوت خوب نيست؟ برای اين که او از ما و فرهنگ مطبوعاتی ی ما بی خبر است. و معمولن برنامه هاي وارداتی به دليل عدم انطباق با روند داخلی، با مشکل مواجه می شود و جواب نمی دهد. چون اليوت عزيز اگر برای چاپ شعرش در مطبوعات انگليس حق التحرير دريافت می کند؛ خبر ندارد که در ايران کار برعکس است .يعنی توی شاعر و نويسنده که وقت می گذاری و شعر و مقاله می نويسی بعضن بايد خواهش و تمنا کنی که« جناب سردبير! / لطفن چاپ کنيد / اين اثر را از بنده ی حقير .» حالا آن هايي که زير ميزی سبيل مسئول صفحه ی شعر را چرب می کنند و برای خودشان صفحه ای می خرند و در خيال شان آتشی به پا می کنند!! باز بحث اش جداست.

 

 

/ 26 نظر / 172 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چکشعر

سری به چکش بزن / منتظريم

لیلا

سلام. میخوانم افلاین. به روزم

مرد شمالي

سلام .... چرا وبلاگت رو به روز نمي كني....كمي به خودت تكون بده مردشمالي!.... ن. ه. شمالي!

بهمن ساکی

سلام / چشم ما روشن چه عجب زحمت به روز کردن را بر خود هموار کردی / برايت ميل خواهم زد

سید حسین جعفری

داوود عزیز سلام . سخنی که گفتی شاید درد دل خیلی ها باشد . در کشوری که تعداد نشریات تخصصی ادبیات انگشت شمار است روا نیست نشریه تریبون خاص تعداد محدودی باشد . اگر بگذریم از یکی دو مجله که در آنها نام نویسندگان و شاعران گوناگونی به چشم می خورد و خود را موظف می دانند که حد اقل به تلفن کسی که کار فرستاده جواب دهند بقیه محل ارائه ی کارمدیر مسئول، سردبیر و بقیه آشناهایشان است و بعضی مواقع کارها چنان ضعیف است که حیثیت نشریه را زیر سؤال می برد . در عوض علاقمندان ادبیات هم مثل خودشان با آنها تا می کنندو همان شمارگان پایینی که خودشان می گویند در کشوری که ده ها هزار شاعر دارد به فروش نمی رسد .

الناز و نازی

سلام آقای داوود با دو واو ...!!!! (خنده)... (عصبانی)...چه را و وب لاگ ات را به روز نمی کنی ... چه قدر برات پی ام بدیم... الیوت هم از دستت خسته شد؟!!!!!!!!!!..... یاماناما...آلله تاپشردم هم سنی هم یولداشلارینی.هم وبلاگونی

حالا بماند بعد . . .

چه امید بیهوده ای بسته ام به پرواز بالهایی که نیست مگر بند تقدیر را بشکند در اعماق شبها دعایی که نیست . . . سلام. امیدوارم هر چه زودتر حس نوشتن پیدا کنید خداییش من که از بس سر زدم و به روز نبودید خسته شدم.

شيوا

سلام!بابا فكر كردم آپ.. كردي اما خبري نيست! چرا!!!! در ضمن خودم به شيما گفتم تو زحمت نكش!خبرت دست دوم مي شه!!هه هه هه هه...!بلا اولوبسان ها!!!