تا فکر می‌کنم(يک غزل)

تا فکر می‌کنم

هی فکر می کنم که چرا فکر می کنم

نه به خودم وَ نه به شما فکر می کنم

و زور می زنم که غزل شکل من شود

دارم شبيه قافيه ها فکر می کنم

بی‌خود که نيست اين همه پرچانه‌گی‌ی من

گاهی به حال گوش شما فکر می‌کنم

*

من فکر می‌کنم که به جايی نمی رسم

از آستارا نشسته و تا فکر می کنم

/ 3 نظر / 51 بازدید
...

از شما غزل های جالب تری هم ديده ايم. از آن هه هم بنويس.

سهيل قاسمي

لوسي دابي غم توتگون وار يا يوخ؟ خوش‌حال‌ام كه به جمع‌ِ وبلاگ‌نويس‌ها پيوستي. دنيا‌ي مجازي، خيلي دنيا‌ي تازه‌يي يه. ما نگفتيم تو تصوير‌اش كن. راستي رسم‌الخط، دارم رعايت مي‌كنم. سمت چپ‌ِ وب‌لاگ‌ام هم لينك داده ام. سعي كن وب‌لاگ‌ها‌ي ِ زيادي بخواني. هيستوري ات را فعال كن و آف‌لاين بخوان. از كتاب‌خواندن ارزش‌اش بيش‌تر نباشد كم‌تر نيست. لينك‌هايي كه من داده ام را سر بزن، حتمن چيز‌ها‌يي پيدا خواهي‌كرد. در مورد‌ِ شعر نيز، بعدن مي‌آيم. سن چون اولسون.

سهيل قاسمي

الان که وب‌لاگ‌ من يه وبلاگ مرده ست. اما اگر زمانی تونستم زنده‌اش کنم حتمن به‌ات لينک می‌دهم. جوون. موفق باشی.