آچمز؛ تازه‌ترین اثر داوود ملک‌زاده

آچمز

(مجموعه‌ی شعر نو)

سروده‌ی داوود ملک‌زاده

نشر چشمه، چاپ اول، 1397

.

چند شعر از «آچمز»:


مالنا


پك مي‌زني به سيگار نيمه‌شب‌ات

و فوت مي‌كني روي پيامك‌هاي نخوانده‌ي من

با بالشي زير دست

دمر دراز مي‌كشي و پاهاي‌ات را هي بالا و پايين مي‌كني

هي بالا و پايين مي‌شوي،

طاق‌باز دراز مي‌كشي

بلند مي‌شوي

در پارتي‌هاي تك‌نفره‌ات مي‌رقصي

و مي‌داني كه خيلي زيبايي...

آه، اي مالناي من!

امشب در خيال كدام پسر دبيرستاني

موج مي‌شوي؟!


*


از راه رفتن...


از راه رفتن در زمين صاف

حوصله‌مان سر مي‌رود

مي‌ايستيم

با دست‌هاي خودمان چاهي مي‌كنيم

زنده‌گي از يك‌نواختي درمي‌آيد

قدم مي‌زنيم

مي‌دويم

راه مي‌رويم

و مي‌افتيم توي همان چاه...

تقلا مي‌كنيم كه بيرون بياييم

 و زنده‌گي جريان پيدا مي‌كند.


*


چه‌گوارا


از ما پنج نفر

آن‌ها كه زير شكنجه مردند، هيچ!

ولي آن‌ها كه جان سالم به در بردند

به اعدام محكوم شدند.


*


مثل ِ...


مثل ابن‌ملجمي كه قطام را مي‌بيند

گريزي از تو نيست

جان‌ام بستان و از من مگريز

آه! اي شامي‌هاي دور تابه!



*


باران


باران

دارد جدي‌ْ جدي مي‌بارد

انگار او هم نمي‌داند

دنيا يك شوخي‌ي بزرگ است!



*


جنگ


سفيدي‌ها را از شقيقه‌ام بيرون مي‌كشم

سياهي‌ها پوزخند مي‌زنند

و نمي‌دانند يك روز بخت آن‌ها هم سياه مي‌شود

و تن‌شان سفيد

...

سفيد ـ سياه

سياه ـ سفيد...

ما سربازهاي شترنج‌ايم

و هنوز نمي‌دانيم براي كه مي‌جنگيم؟

براي چه مي‌جنگيم؟



*



/ 0 نظر / 45 بازدید