قصه ی من و وب لاگ ام !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

واقعيت امر اين است که من در شرايط کنونی از وب لاگ نويسی لذت نمی برم و بديهی است آن چه که برای آدمی خوش نباشد و علاقه ی قلبی به آن پيدا نکند؛ از آن دل زده می شود و پس از مدتی کنار می گذارد.

من منکر وب لاگ و اتفاقات شيرينی که در آن می افتد نيستم . اتفاقن در اين مدت کوتاه دوستان خوبی پيدا کردم . چيزهای زيادی هم ياد گرفتم. اما به قول يکی از دوستان من داشتم از نوشتن فرار می کردم و اين نوعی تکليف برای ام شده بود. حتا وقتی رباعيات خيام و يک شعر از اکسير را نوشتم؛چنين تصور شد که من چيزی برای عرضه ندارم. ولی من واقعن در حس آن مطالب شعرها بودم. اگر رباعيات خيام را آورده بودم دليل داشتم. هم چنين شعری از اکسِير را.

بحث سر نبود مطلب نبوده و نيست. من کلی شعر و نقد و مقاله داشته و دارم که می توانستم و می توانم در وب لاگ ام بياورم. اما صحبت سر اين ها نيست. من می گويم که الان حس اش را ندارم. انگيزه اش را هم ندارم. لابد برای شما هم پيش آمده که در مقاطعی حوصله ی بعضی کارها را نداشتيد. حال اش را نداشتيد. در آن فازها نبوديد. خب به نظر شما در چنين اوضاعی چه بايد کرد؟ آيا هم چنان بايدتمارض کرد و ادامه داد؟ چه لزومی دارد؟

 

*

با اين اوصاف اين به منزله ی آن نيست که من کُـلّن وب لاگ را کنار می گذارم. بل که : خواهم آمد روزی .../ در وب لاگ مطلب خواهم نوشت / کامنت خواهم گذاشت / نقد خواهم کرد.

 

*

در پايان از همه ی دوستانی که در اين مدت با آن ها ارتباط داشته ام سپاس گزاری می کنم. اگر کسانی از دست ما شاکی شدند؛ ما را به فضای وب ببخشند. من هم طرح بعضی ها را که کمی در باره ی من بی ادبيات فکر می کردند؛ فراموش می کنم.

 

 *

خواستم / بی هيچ آرايه ای بگويم / که نای کنايه ندارم / نشد.

 

مخلص همه گی

داوود

شنبه  26/2/1383

 

/ 28 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
vahid ziaee

ba salam /khis kardi na/?montazere sheratim /.......

Gassar.Com

Salam Va Khaste Nabashid Weblog Kheili Jalebi Darin ;) Movafagh Va Pirooz Bashid Be Man Ham Sar bezan Khosh bashi Bye...

MOHSEN

به درك كه مردم چي مي گن.

farzaneh

سلام من تازه اومده بودم مطالبتونو بخونک کجا با اين عجله

پیمان سلیمانی

سلام و عرض ارادت...............خوبيد!!!.........شايد يکی از دلايلی که من دير به دير به روز می کنم اينه خيلی کمند کسانی که کارها را بخوانند و کامل نقد کنند...........................به هر حال ما به روز می کنيم و ازدوستان خواهشمنديم نظر بدهند.........راستی اينبار که به روزم يه غزل بخوانید شايد کمی فلسفی!باشد ................آن را نقد کنيد از لطف هميشه شما سپاسگذارم

این لباس نقطه چین

سلام.اين لباس نقطه چين در ادامه ی راه... اين بار به مبحثی درباره ی ((ترانه)) دست می زند.از نظرات زيبايتان خوشحال می شوم.سبز باشيد.سبزوآفتابی...

بهرام

سلام رفیق قدیمی، بالاخره این پیش پرده و بزودی کی تموم میشه؟ ما منتظر خود موضوعیم، بابا ظهور کن.بقیه اش با من.