نمونه های شعر فرانو

نمونه هاي شعرفرانو ازشاعران معاصر<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" /><?xml:namespace prefix = w ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:word" /> 


 

qشب شغال / اكبر اكسير

 

هي ! / از هر چه زرد / احتياط كن / حتا عموي زرد ! / چارچشمي مواظب باش كه جوجه ی ملوس / گربه ی يك روزه را نخورد / فردا ، وقت سزارين موش همسايه است / اين ها را /  سگي كه مي گريخت / به توله ی سياه / فاكس كرده بود !

****

qجاذبه بي جاذبه / منصور بني مجيدی

 

مِنْ بَعد / ترجيح مي دهيم از دست شما ها / چيزي نگيريم ! / اما / اتفاق نمي گذارد / سيب هاي درخت نيوتن / به يك باره مي ريزند / و ما ، جاذبه هاي خود را / يك جا از دست مي دهيم !

****

qهو هو / آرش نصرت الهی

 

من مانده ام اين باد / با اين همه هو هو / چرا عارف نمي شود ؟! / حتا هواي اتاق من / كه صدايي ندارد / خدا را لمس مي كند !

****

qنسيه / داوود ملك زاده

 

هزاره ی سوم هم رسيد و / رايانه ها شاعر نشدند / تو را نمي دانم ـ / چرا اصرار مي كني  / كلمات را ستوني بنويسي / اين ها مي لرزند /  حالا گوش ما به جهنم / جنگل را مچاله نكن! / بعد انتظار داري / حرف هاي نسيه ات را هم نقد كنيم !

****

qسنگ قبر / افشين خدامرد

 

همه رفتند / و من هنوز / سنگ شعر را / به سينه مي زنم !/  نمي دانم / شعر ، / سنگ مرا / به قبر كدام شاعر مادر مرده اي / بخيه خواهد زد !

****

qعكس / بيژن نجدي

 

آنها از من عكس گرفتند / نيمي از صورتم را عكاسخانه خورد يا عكاس نمي دانم / نيم ديگرم چاپ شد كه پير بودم / كه مي گريست

****

q گلدان در چمدان / ايرج ضيايی

 

سمسار كه گلدان را ديد گفت :/ يكبار پيش تر اين گلدان را خريده بودم / به گلدان كه دست سائيد / گلدان پريد / چشم سمسار كج شد / گلدان در چمدان زنم مي لرزيد

****

qستاره هاي پيشامدرن / رقيه كاوياني

 

بازهم كه چشمك مي زنيد / مگر نگفته اند / وقت ستاره و گل و بلبل نيست / دست از سرم برداريد / دوباره از شما بنويسم / كه هيچ مجله اي چاپ نكند !

****

qگور نوشته اي برايم / برتولد برشت / علي عبد الهی

 

از بيشه ها گريختم / ببرها را كشتم / ساس ها مرا جويدند

****

q / كاظم السادات اشكوری

 

پيرانه سر كنار ديوار مي مانم / در موسم بهار / و درخت جوان را مي بينم / كه با شكوفه هاي سپيدش / شبيه من شده است

****

qگربه و گنجشك / علي عبدالهی

 

نه باران شلاق است / نه شيرواني پر زير و زار ، ياوه گو ! / اين دو با دهاني متفاوت / حرف ميزنند / نه من ، گربه / نه تو ، گنجشك / تمثيل ها ، پيشاني گاو را / سفيد مي كنند

****

 


q. / شمس لنگرودی

 

چه كودكانه ، انتظار ميهمان مرا مي كشي /  گلابي معصوم ! / چه شادمانه در انتظاري / تو كه ساعتي ديگر / در زير دستي كوچكي / پاره پاره به جا خواهي ماند .

****

qبازيچه / عليرضا پنجه ای

 

دوچرخه اي بي ركاب / بي دستگيره / كودكي هراسان / روي كپه كپه خاك / روياي بازيچه كودك / فردا در كدام كوچه / مي چرخد ؟

****

qچهره ها ( منوچهر آتشي ) /  يزدان سلحشور

 

گيرم كه لباس هاش از مد افتاده بود  / اما سنگين سنگين راه مي آمد با او / بارها از خود پرسيده ام / درين مسابقه كه بار جا مي ماند / اين سنگ پشت پير/ چگونه از خرگوش ها   ؟

****

q / صمد آزاد بخت

 

اگر بابا آب هم بياورد / انار هم داشته باشد / بايد آخر اين صف طولاني / تمام سال براي نان گريه كند / حتي اگر بابا نان هم بياورد / سالهاست كه / مادر در باران مرده است

****

qواين هم زمين ! زني تنها / مجتبا پور محسن

 

ما اينجا نشسته ايم و به هم چسبيده ايم / صورتم را طوري تراشيده ام / كه هرچه فاعل است حذف مي شود / از جمله هاي / با پله هايي كه / اضافه ها را ريخته اند توي شهر ما خانة ما / مي چرخم !

****

q / علي رضا آبيز

 

ما به احمد شاملو سلام گفتيم / و گذاشتيم در ما رسوب كند / و در نيم شبان مهتابي / روي حوض / و در جاده مالرو / شعرهايش را خوانديم / و حالا او مرده است / در گورستان / با پاي بريده اش / بر سر مردگان مي كوبد

****

q2/3/76   /   گراناز موسوی

 

ماه به چاقو كشي مي رود / كوچه از دست بچه فرار مي كند / ما / منتظر مردي كه روي ديوارها نشسته است

****

q / عمران صلاحی

 

ميوه ها پشت حصار / آواز مي خوانند / به شيريني / حكايت همچنان باقي ست / كه حصارهاي اش را وسيع تر مي سازند / تا مبادا درخت توتي / به دانه اي شيرين / ره گذري خسته را دريابد / درختي ساز مي شود / تا مضراب بر سيم آخر بنشيند .

****

qاو را بزنيد / مهرداد فلاح

 

اين سر براي شكستن درد مي كند بزنيد ! / من هم براي زدن / حرف هايي دارم / سنگي كه اين دست ها را بلند كرده اين طور / كجا به زمين مي زند / توي كدام دهان ؟ / تقصير كه نداريم داريم ؟ / همان قدر كه ميدان اجازه مي دهد / دور بر مي داريم / دارد دور بر مي دارد / او را بزنيد

/ 41 نظر / 363 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مظاهر

نظرات شما عزيزان که هنوز هم بايد ندانسته باشيم که عزيزان را به علاقه آورديم يانه .....می گويند ک.ش.بود.

رضا

اشتباهی رخ داده است.دوست عزيز آستاراييمان خوش دارم برای نوشته های من نيز يادداشتی بگذاری.به آقای اکبر اکسير سلام برسانيد لطفا.

مظاهر

بايد ستود.

بیژن باران

داوود جان از تلاش ت در باره دبيره های فارسی آموختم. در خط ابزار نويسش هم دخيل ند. با کليدهای رايانه ای انکود کليدها هم دخيل ند! شاد زی بروزم.

تینا پیرسرایی

وبلاگ پر محتوایی دارید.مدتی است با آقای اکسیر تماس نداشته ام به همین خاطر روم نمی شه بگم سلام منو بهشون برسونید.ولی سلام همراه با شرمندگی منو وسلام گرم آقای عشاقی رو بهشون برسونیدو بگید که از همین نزدیکیها سلام می رسونم.از اردبیل.ببخشید که کارهای خیلی خیلی سخت رو به شما می دم.یه شعر براتون ای میل می زنم. تینا پیرسرایی لاهیجان 84/9/24

علی فتحی مقدم

دوست ناديده ام سلام! نمی دانم چگونه خواب اتاق بغلی را رفته آي؟ يا ديده اي ؟به هر حال خواب ما شاعران همسايه‌ي قرن‌هاست فرانو يا هر چيز ديگري مهم اين است كه شاعر باشيم و شعر بنويسيم كاش برايم تعريف مي كردي اين دسته بندي تنها بهانه‌اي براي ارتباط بيشتر و نزديكتر اين همسايه‌ها است يا موضوع چيز ديگري است بهر حال از حسن انتخاب شما سپاسگزارم.

رشته‌ي نوري

با سلامی به وسعت فضای ذهن شاعران عزيز در مورد شعر آقای فتحی مقدم بايد بگويم که يک ارتباط صميمی با ذهن شاعر برقرار کردم اگر امکان دارد کارهای ديگری از ايشان در وبلاگ بعدی چاپ کنيد يا اگر مجموعه شعری دارند در اختيار من قرار دهيد با تشکر مجدد از وبلاگ زيبايتان.

عاطفه بابائي

سلامـ... نميدونم هنوز به اين وبلاگ سر ميزنيد يا نه؟ انگار گرد چندساله روي كوچتون نشسته!!! هرچه هست اشعار جالبي گردهم آورديد... خواستم تشكر كنم ...همين هرجاهستيد شاد و سلامت باشيد[گل]

اباسط

به او بگویید اینقدر کرم نریزد به ماهیگیری که نه لنگه کفشی گیرش می آید ونه ماهی