دو واو ـ داوود ملک‌زاده

در این وبلاگ، اشعار، نقدها و اخبار کتاب مربوط به داوود ملک‌زاده منتشر می‌شود.

نمونه های شعر فرانو

نمونه هاي شعرفرانو ازشاعران معاصر

 


 

qشب شغال / اكبر اكسير

 

هي ! / از هر چه زرد / احتياط كن / حتا عموي زرد ! / چارچشمي مواظب باش كه جوجه ی ملوس / گربه ی يك روزه را نخورد / فردا ، وقت سزارين موش همسايه است / اين ها را /  سگي كه مي گريخت / به توله ی سياه / فاكس كرده بود !

****

qجاذبه بي جاذبه / منصور بني مجيدی

 

مِنْ بَعد / ترجيح مي دهيم از دست شما ها / چيزي نگيريم ! / اما / اتفاق نمي گذارد / سيب هاي درخت نيوتن / به يك باره مي ريزند / و ما ، جاذبه هاي خود را / يك جا از دست مي دهيم !

****

qهو هو / آرش نصرت الهی

 

من مانده ام اين باد / با اين همه هو هو / چرا عارف نمي شود ؟! / حتا هواي اتاق من / كه صدايي ندارد / خدا را لمس مي كند !

****

qنسيه / داوود ملك زاده

 

هزاره ی سوم هم رسيد و / رايانه ها شاعر نشدند / تو را نمي دانم ـ / چرا اصرار مي كني  / كلمات را ستوني بنويسي / اين ها مي لرزند /  حالا گوش ما به جهنم / جنگل را مچاله نكن! / بعد انتظار داري / حرف هاي نسيه ات را هم نقد كنيم !

****

qسنگ قبر / افشين خدامرد

 

همه رفتند / و من هنوز / سنگ شعر را / به سينه مي زنم !/  نمي دانم / شعر ، / سنگ مرا / به قبر كدام شاعر مادر مرده اي / بخيه خواهد زد !

****

qعكس / بيژن نجدي

 

آنها از من عكس گرفتند / نيمي از صورتم را عكاسخانه خورد يا عكاس نمي دانم / نيم ديگرم چاپ شد كه پير بودم / كه مي گريست

****

q گلدان در چمدان / ايرج ضيايی

 

سمسار كه گلدان را ديد گفت :/ يكبار پيش تر اين گلدان را خريده بودم / به گلدان كه دست سائيد / گلدان پريد / چشم سمسار كج شد / گلدان در چمدان زنم مي لرزيد

****

qستاره هاي پيشامدرن / رقيه كاوياني

 

بازهم كه چشمك مي زنيد / مگر نگفته اند / وقت ستاره و گل و بلبل نيست / دست از سرم برداريد / دوباره از شما بنويسم / كه هيچ مجله اي چاپ نكند !

****

qگور نوشته اي برايم / برتولد برشت / علي عبد الهی

 

از بيشه ها گريختم / ببرها را كشتم / ساس ها مرا جويدند

****

q / كاظم السادات اشكوری

 

پيرانه سر كنار ديوار مي مانم / در موسم بهار / و درخت جوان را مي بينم / كه با شكوفه هاي سپيدش / شبيه من شده است

****

qگربه و گنجشك / علي عبدالهی

 

نه باران شلاق است / نه شيرواني پر زير و زار ، ياوه گو ! / اين دو با دهاني متفاوت / حرف ميزنند / نه من ، گربه / نه تو ، گنجشك / تمثيل ها ، پيشاني گاو را / سفيد مي كنند

****

 


q . / شمس لنگرودی

 

چه كودكانه ، انتظار ميهمان مرا مي كشي /  گلابي معصوم ! / چه شادمانه در انتظاري / تو كه ساعتي ديگر / در زير دستي كوچكي / پاره پاره به جا خواهي ماند .

****

qبازيچه / عليرضا پنجه ای

 

دوچرخه اي بي ركاب / بي دستگيره / كودكي هراسان / روي كپه كپه خاك / روياي بازيچه كودك / فردا در كدام كوچه / مي چرخد ؟

****

qچهره ها ( منوچهر آتشي ) /  يزدان سلحشور

 

گيرم كه لباس هاش از مد افتاده بود  / اما سنگين سنگين راه مي آمد با او / بارها از خود پرسيده ام / درين مسابقه كه بار جا مي ماند / اين سنگ پشت پير/ چگونه از خرگوش ها   ؟

****

q / صمد آزاد بخت

 

اگر بابا آب هم بياورد / انار هم داشته باشد / بايد آخر اين صف طولاني / تمام سال براي نان گريه كند / حتي اگر بابا نان هم بياورد / سالهاست كه / مادر در باران مرده است

****

qواين هم زمين ! زني تنها / مجتبا پور محسن

 

ما اينجا نشسته ايم و به هم چسبيده ايم / صورتم را طوري تراشيده ام / كه هرچه فاعل است حذف مي شود / از جمله هاي / با پله هايي كه / اضافه ها را ريخته اند توي شهر ما خانة ما / مي چرخم !

****

q / علي رضا آبيز

 

ما به احمد شاملو سلام گفتيم / و گذاشتيم در ما رسوب كند / و در نيم شبان مهتابي / روي حوض / و در جاده مالرو / شعرهايش را خوانديم / و حالا او مرده است / در گورستان / با پاي بريده اش / بر سر مردگان مي كوبد

****

q2/3/76   /   گراناز موسوی

 

ماه به چاقو كشي مي رود / كوچه از دست بچه فرار مي كند / ما / منتظر مردي كه روي ديوارها نشسته است

****

q / عمران صلاحی

 

ميوه ها پشت حصار / آواز مي خوانند / به شيريني / حكايت همچنان باقي ست / كه حصارهاي اش را وسيع تر مي سازند / تا مبادا درخت توتي / به دانه اي شيرين / ره گذري خسته را دريابد / درختي ساز مي شود / تا مضراب بر سيم آخر بنشيند .

****

qاو را بزنيد / مهرداد فلاح

 

اين سر براي شكستن درد مي كند بزنيد ! / من هم براي زدن / حرف هايي دارم / سنگي كه اين دست ها را بلند كرده اين طور / كجا به زمين مي زند / توي كدام دهان ؟ / تقصير كه نداريم داريم ؟ / همان قدر كه ميدان اجازه مي دهد / دور بر مي داريم / دارد دور بر مي دارد / او را بزنيد زود !

****

q / عميد صادقي نسب

 

زمستان / از سوراخ كفش ات وارد مي شود / گرسنه كودكي / كه ناف ات را / با تيزي بشقاب شكسته اي بريده اند / معجزه اي را در انتظار نباش / در هيچ كجا / گندم از آسفالت نمي رويد / در شهر ما / در شكم روسپيان / خداوندان بيرون مي آيند .

 

 

 


 

q / حميد رضا اقبال دوست

 

خوش رنگ / خوش طعم / چه گوارا ؟ / در بلبشوي بازار / اسطوره اي تبخير مي شود / كه با هيچ قندي شيرين نمي شود اين تلخ .

****

q / احمد رضا احمدی

 

زماني / با تكه اي نان سير مي شدم / و با لبخندي / به خانه مي رسم / اتوبوس هاي انبوه از مسافر را / دوست داشتم / انتظار نداشتم / كسي به من در آفتاب / صندلي تعارف كند / در انتظار گل سرخي بودم .

****

q   / سعيد بي نياز

 

سر تا پا سپيد پوشيده بود / اول اتوبان داد مي كشيد : / آقا ، دار ، آباد / حلاج بود !

****

qآگهي / حميد رضا شكار سری

 

هرچقدر هم كه تلويزيون قسم بخورد / مگر مي شود ؟ / اين دست ها آن قدر  عادت كرده اند / به اين چرك سياه و ضخيم / كه هيچ صابوني نمي تواند / تلويزيون هر چقدر هم كه مي خواهد / قسم بخورد .

****

q راه / گروس عبدالملكيان

 

مردي / كه روبه چهرة خورشيد مي رود / بر ساية سياه خودش / پشت كرده است

****

q / حسين تولايي

 

اتوبوس ! / اين صندلي / چه زود برايت خالي شد / با من بگو / تو سريع بالا رفتي از پلكان / يا / او پايين آمد ؟

****

q / م . روان شيد

 

من تنها نيستم / چشم ها از كنارم عبور مي كنند / زمين زير پايم سر مي خورد / همسرم دورم مي گردد / و غروب / كش مي آيد تا لب پرتگاه / نه / اصلاً تنها نيستم / فقط كافي ست / چشم هايم را ببندم / حتماً / دورم شلوغ مي شود

****

q بوف كور / بهمن مرادی

 

مثلاً فرض مي كنيم : در روزگار غريبي ست نازنين ! / اينكه نشد / همين طور رد جاده را بگيري / و به هر خنزر پنزري كه رسيدي / هي بوف كور را ورق بزني ! / حالا به فرض / در پستوي خانه جاي سوزن انداختن نيست ! / چه ربطي دارد / از پنجره طبقه هفتم / به تكه تكه خودت روي سنگفرش / هي نگاه مي كني !؟

****

q / علي آموخته نژاد

 

همه را فيلم كرده است / اين گلشيري / شوخي نمي كنم / توي سالن نشسته / بيرون نمي رود / مي گويد اين سانس / هنوز تمام نشده / البته اين قضيه به من ربطي ندارد / و من نمي دانم / اين بليط را از كجا پيدا كرده ام

****

qترديد نكن / محمد علي بهمني

 

همين كه سهمي در شاعر داشته باشي / بي نياز خواهي شد / نه بيم دزديدن / نه هراس گم شدن / و .. قرن هاست / نواده هاي  ‹‹ حافظ ›› نشناس اش هم / از سپرده ي او / ارتزاق مي كنند

** 

q / داوود مرندی

 

آدم مهمي شده ام / با بيژن جلالي فرق زيادي ندارم / فقط / شاعر بزرگي نيستم / و بي هيچ دليلي / بچه موش هاي بيست ساله اي را / دوست دارم / كه جوراب هاي قرمز مي پوشند

****

q / ناهيد سرشكی

 

طرح مي كشيد / نقش مي شدم / به روي ديوار چين / و چين مي خورد / دامن كودكي / با كتاني سفيد / كه نقشة گريختن را / بهتر از تو / در شكم مادرش / مي كشيد

****

qآقاي مرگ / سيامك عشاقی

 

اقاي مرگ سلام !/ خيلي وقت است سري به ما نمي زنيد /  پدرم ، نه ، قابلي نداشت / اما تو كوچ كرده  بودي / بي ترس سال هر روز مردم / راستي آبونمان ما چقدر مي شود ؟ / ارزان حساب كن تا مشتري شوم / آقاي مرگ خدا حافظ / مي روم از صنف شما شكايت كنم / آخر مردنم را دير حاضر مي كنيد / اين بار دكانت را تخته مي كنند

****

qميگرن / ياسر اكبري

 

اشتباهي آمده ام / ديپلمم را گرفته بودم بروم خارج / داخل آدم ها / آزادِ آزاد / مثل ماهي هاي قشقايي / اين طور نگاهم نكنيد / تقصير خودم نيست / من هم آريايي ام / فقط بيشتر به چنگيز شبيهم تا شيراز / لطف علي خان ، ته چشم هايم خوابيده / آمده بودم براي ميگرن مادرم /  كه اين طور شد.

****

q / علي فتحي مقدم

 

خواب اتاق بغلي / چقدر سنگين است / ـ روي خواب من افتاد / اما دستان اتاق خودم / در راه رو سرگردان اند / از برج هميشه ي خدا / افتاده ام / روي تمام شعرهاي ننوشته / به صورتم  نگاه نكن ! / اين همه فاصله / در آينه راه  رو شده اند / و تنها يك كيلومتر / مانده به پايان شعر ! / كلمات ، كت و شلوار پوشيده / سطرها شيون زده / به سلامتي  شعر اتاق بغلي هم / دارد به خانه ي بخت مي رود   

****

qمرثيه / ابوالفضل پاشا

 

صفحه ترحيم / براي عكس تو حاضر بود / از بازماندگان همگي جز يكي / در مسجد / به خرما نشستند / دنبال وصيت هر چه گشتيم / تنها يكي چيزي نپرسيد و / خرماي خود را نخورده بود / بازماندگان همگي حالا / براي خاك تو حاضر شده اند .

****

qخودكار/ مسعود رضايي خليق

 

اين خودكار تمام كرده است / فكش را هم اگر به دستمال ببندي / اين مرده بي ادب است / گاه مثل چكش بلند مي شود و / كفنش را جوهري مي كند / لطفاً براي تمام الفبايي كه كاشته است / بياييد بر اين راز سرپوش بگذاريم : / ‹‹ او هرگز آلت دست كسي نبوده است ››‌

****

q. / جمشيد شمسي پور خشتاوني ( ترجمه ی هسا شعر تالشي )

 

گيره به گيره رخت است / چشم اشك و / كف در تشت / گيسوان سياه مادر سفيد مي شود !

****

qوضعيت ( 6 ) /  بهمن ساكی

 

دخترم از من لباس عروس مي خواهد / با مردي كه در ماشين منتظر است / پسرم / دفترش را آورده مي گويد: / برايم يك دختر بكش اينجا / اينجا . / و همسرم / كه حالا رفته با قرص خواب بخوابد

****

q / م . پ . جكتاجي ( ترجمه هسا شعر گيلكي )

 

بار ديگر زمستان آمده / يك رديف ديگر از موي گيسوان مادر / سفيد شد

 

******

شاعرانی که شعرهای شان در اين حال و هواها ـ‌ کمی بالا و پايين عيببی ندارد ـ سروده شده ؛ می

 

 توانند به ئی ميل davood_61@yahoo.com ارسال کنند تا از آن ها استفاده شود.

 

                                                                                                                      با ۳ پاس

 

+ داوود ملک‌زاده ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; ۳ اسفند ۱۳۸٢
comment نظرات ()