دو واو ـ داوود ملک‌زاده

در این وبلاگ، اشعار، نقدها و اخبار کتاب مربوط به داوود ملک‌زاده منتشر می‌شود.

 


 

 


 

اين نوشته در پاييز(آبان) 1382 در مجله ی «گيله وا»  ـ ويژه ی هنر و انديشه ی صالح پور ـ  به چاپ رسيده است .

 

 

فرانو؟!

 خيراست انشاالله...

 

داوود ملک زاده

                   

 

نيم نگاهي به مجموعه ی شعر« بفرماييد بنشينيد صندلي ی عزيز»/ سروده ی «اكبر اكسير»/ انتشارات نيم نگاه 1382

 


 

زماني كه شعر نو ظهور كردو پس از مدتي ، وزن از شعر كنار رفت ؛ فاصله اي بين

 

خوانندگان عام با شعر به وجود آمد . ذهن موزون چند ساله ي مردم ، به دشواري ،

 

  نوشته ي بي وزن و قافيه را مي توانست به عنوان شعر قبول كند . هر چند در طول اين

 

 مدت ظهور شاعراني مثل فروغ و سهراب و در مرحله اي ديگر شاملو ( با شعر سپيدش

 

 ) سعي كرده تا اين فاصله را به حداقل برساند .

 

با اين حال نبايد انتظار داشت كه با سرعت زياد مخاطب عام بتواند با اين نوع شعري به

 

راحتي ارتباط بر قرار كند و به مطالعه ي آن ها روي آورد ، همان طوري كه حافظ و

 

 ديگران را  مي خواند . شعرنوي فارسي كه عمرش هنوز به يك قرن هم نرسيده ، مي

 

تواند اميدوار باشد كه تا به اين جا پيش رفت نسبتن خوبي داشته است .

 

مي توان گفت در شعر نو ، مهم ترين عنصري كه ايفاي نقش مي كند و بسيار تاثير

 

 گذاراست ‹‹ زبان ›› است . حال اين زبان هر چه قدر قدرت مند تر و اثر گذار تر

 

باشد ؛ موفق است . گاه ديده مي شود كه در بازي هاي زباني چنان زياده روي مي شود

 

 كه خواننده را سر در گم مي كند . بسيار پيش آمده كه خود من بارها شعرهاي اين

 

چنيني را در ميانه رها كرده ام ! اين دست از شعرها توانايي ي لازم را براي تاثير گذاري

 

و جذب مخاطب ندارد . شايد خود شاعر هم نمي داند كه چه هدفي را دنبال مي كند .

 

مگر نه اين است كه زبان ، وسيله ي ارتباط است . و مگر نه اين است كه ادبيات ،مسايل

 

پيچيده را ساده بيان مي كند . در حالي كه در بسياري از شعرها عكس اين مسئله را مي

 

بينيم . يعني يك موضوع ساده ، چنان در بازي هاي زباني پيچيده ، خفه مي شود كه

 

خواننده را سردر گم مي كند .

 

 

 اين هارا گفتم تا برسم به اين كه مجموعه ي شعــر بفر ماييد بنشينيد صندلی ی عزيز

 

 ـ كه عنوان شعر هاي اش ‹‹ فرانو ›› است ـ سعي دارد تا فاصله ي بين شعرو

 

مخاطب را كم كند و به نوعي ، آشتي ي مردم با شعر امروز آمده است : ‹‹ ون گوگ ،

 

گوش را بريد گذاشت روي چشم / نقاشي ديدني شد / نيما ، زبان را برد گذاشت روي

 

گوش / شعر شنيدني شد / تو  كورو كري سردبير چه تقصيري دارد ؟ ›› ( با كوران و

 

كران ، ص 26 )

 

هر چند فرانو با زبان ساده و ملموس حرف مي زند ، اما ساده فكر نمي كند. اين شعر ها

 

 با طنز مرموزي كه دارند مخاطبان خاص را راضي مي كند . و به قول اكسير در موخره ي

 

 اين مجموعه هركس به اندازه ي وسع اش از فرانو برداشت مي كند.

 

اجازه بدهيد يك بار ديگر شعر ‹‹ هدايت ›› را با هم بخوانيم . من حيف ام مي آيد

 

 كه هر بار راجع به فرانو حرف مي زنم از اين شعر زيبا و كمال يافته يادي نكنم :

 

بفرماييد بنشينيد صندلي ی عزيز ! / لطفن ورق بزنيد ـ بخوانيد كتاب محترم !/ صادق

 

باشيد تا بگويم / تنها اين عينك ، اين عصا / بوف كور را هدايت نكرده است .

 

  (هدايت ، 11 )

 

شعر فرانو هر چند در عينيت حركت مي كند اما منكر ذهنيت هاي ناب و جديد هم

 

نيست . زواياي جديد و تر كيبات بكر كمك مي كند تا شعر تكراري مي نباشد و مي

 

توان گفت ، حركت هاي ذهني ي اين شعر ها در خدمت عينيت آن است : ‹‹ دل

 

تلوزيون را مي شكنم / رگ كنتور را مي زنم / پدر تلفن را در مي آورم / گوش پرده را

 

مي كشم / حال مگس را مي گيرم / جيب زير سيگاري را خالي مي كنم / وبعد / زير نور

 

شمعي مانده از عيد / پاي ام را قلم مي كنم مي نشينم تا شعر بيايد و نمي آيد .(مرگ مؤلف

 

، ص 32 )

 

تا آن جايي كه اطلاع دارم ، 80 شعر چاپ شده در مجمو عه ي    بفرماييد بنشينيد

 

صندلي ی عزيز!  به تر تيب زمان سرايش چاپ شده است ، شاعر سعي كرده تا

 

صادقانه با مخاطب اش رفتار كند ، و اگر گاه ديده مي شود كه گاه دو شعر  پشت سر هم

 

كمي  به هم شباهت دارند ، دليل اش همين ترتيب تاريخ سرايش مي تواند باشد . مانند

 

شعر هاي خسوف( ص 44 ) با آينه  ( ص 45 ) ، هم چنين ‌شام و شعر( ص 57 ) با دكتر

 

 ميكروفن( ص 58 ) .

 

در بسياري از شعر هاي اين مجموعه نام شعر جزيي از شعر است و به نوعي مكمل شعر

 

، و ممكن است بدون نام شعر ، كمي ناقص باشد . عنوان هاي شعري گاه ، در گشودن

 

گره شعري ، به خواننده كمك مي كند : ‹‹ بي خارت و خورت موريانه و كرم / در

 

حصار اسليمي و فلز / مي پوسيم / با خاطرات مشبك مبلي كه / پودر شد .

››

( فرفورژه ، ص 75 )

 

باز هم اگر شعر هاي ‹‹ فرانو ›› را بخوانيد مي بينيد كه در بسياري از شعر ها از

 

ايهام و مراعات نظير استفاده شده و اگر شاعر در اين كار توان مند باشد ، ـ به گونه اي

 

كه تصنعي كار نكند ـ محصول خوبي به دست خواهد آورد . شعر هدايت نمو نه ي خوب

 

 براي اين مورد است . شعر ‹‹‌-o- ›› را با هم مي خوانيم : ‹‹ يادت هست / براي

 

 خرده حساب هاي هفته گي مان / زنگ رياضي / من هفت تير مي كشيدم / تو چاقو / و

 

چه زود / حساب مان / صفر مي شد . ››   ( صفر ، ص 51 )

 

در مجمو عه ي ‹‹ بفر ماييد بنشينيد صندلي ی عزيز ›› گاه سطر هايي پيدا مي شود

 

كه واقعن نشان مي دهد شاعر از تجربه ي بالاي اش استفاده كرده است . همان موردي

 

كه يكي از مؤلفه هاي مهم فرانو است . مثلن در سطري از شعري كه به شاملو تقديم

 

شده ، آمده:‌ ‹‹‌ مرده شور تعجب كرد از قوافي ی پاها ( اكازيون ، ص 88 )‌

 

يا  شروع زيباي شعر كارنامه كه به نوعي شرح زنده گي ي چند ساله ي اكسير را در

 

خودجا داده است : ‹در پياده روي 47 شعري خواندم مليحه خنديد / گفتم بالاخره

 

بله يا خير ؟ /  گفت : خير است انشا الله ! ››  ( كارنامه ، ص 89 ) 

 

 ‹‹ اكبر اكسير ›› در مجمو عه ي جديد ش كه اولين آلبوم شعر فرانو است ـ‌ بسيار

 

موفق عمل كرده و با استقبال خوب اهالي ي قلم مواجه شده است . و به تعبيري اين

 

مجموعه مانند هزاران صدفي است كه دهان شان را به سوي آسمان باز كرده اند ، و

 

منتظر قطره ي باران اند . و آن معدود قطرات باران يكي هم به صدف اكسير افتاده است

 

تا مرواريدي درخشان به شعر امروز ايران هديه كند .

 

من مي دانم شايد شما هم بدانيد مطمئنـن خود اكسير هم مي داند كه اين مجموعه

 

زيباست اما بي نقص نيست . يعني مي توانست بهتر از اين ها باشد . يعني خواهد شد .

 

و باز يعني اكسير و راهيان فرانو  ، با احترام به همه ي انديشه ها ، حقانيت اين شعر رابا

 

ارايه ي كارهاي بهتر ، اثبات خواهند كرد . و دست آخر : ‹ با سكول هاي جهان دروغ

 

مي گويند / اين شعر وزن ندارد / اين شعر ، تن تن تن ماهي نمي خورد / اداي نهنگ در

 

نمي آورد / فع فع فعلـــا تن ماهي جنوب  ! /  اين شعر وزن ندارد / فقط چاپ كه شد /

 

وزين مي شود !›› .  ( انكار ، ص 23 )

 

 

 

                                                                                                                   آستارا ـ تابستان1382

      

 

 

+ داوود ملک‌زاده ; ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳ بهمن ۱۳۸٢
comment نظرات ()

 

سلام دوستان!

از همه ی شما سپاس‌‌گزارم که در اين مدت با هم همراه بوديم . امتحانات هم بحمدالله

تمام شد.‌حالا چه‌گونه باشد برای بعد...

مطالب جديد همين امروز و فردا وارد خواهد شد.

زياده عرضی نيست

فعلن همين...

+ داوود ملک‌زاده ; ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۱ بهمن ۱۳۸٢
comment نظرات ()